نمی دانم چه شد که برایم این چنین عزیز شدی

نشستی توی خانه قلبم

دلم روزها را می شمارد تا به تو برسد...

احساس راحتی را با تو می فهمد...

همیشه منتظر است برای خنده های زیبایت...

قرمز پوشید دلم وقتی صدای هق هق ات را شنید...

ابری شد، برایت بارید آسمان چشم هایم...

کاش بدانی تندی های تلخت، چه شیرینت می کند...