به یاد داری خرمن گیسویی که نمیدانستی با آنها چه کنی؟

به هم تاباندیشان با پیچ و خمی ظریف، با بند بند انگشتانت...

با سکوتی تلخ به هم گره خورده ام

به مانند همان خرمن گیسو...