گاه موجی از تنهایی آدم را می بلعد ...
هجوم وحشت پا می گذارد روی گلویت!!
دستت به جایی بند نیست...
به اعماق بغض آمیخته به ترس فرو میروی در سیاهی...
به چشمانت، گریه پاشیده می شود...
تنها روزنه امید، میان بازوان کسی است،
که دلت در دنیای او زنجیر است...
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم تیر ۱۳۹۲ ساعت 21:31 توسط محبوبه صالحی
|