وقتی مردک هایمان به هم گره میخوردند،
خدا سرش را پایین می انداخت...
و یواشکی، از خوشحالی می خندید...
+ نوشته شده در جمعه چهارم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 0:0 توسط محبوبه صالحی
|
وقتی مردک هایمان به هم گره میخوردند،
خدا سرش را پایین می انداخت...
و یواشکی، از خوشحالی می خندید...